
این روزها خیلی مشغولم گاهی انقدر با نشاط میشم و احساس میکنم خوشبخت ترین ادم این دنیام گاهی هم کاملا بر عکس
اولی که دانشگاه قبول شده بوم همه میگفتن انقدر زود میگذره که خودتم نمیفهمی تو دلم میخندیدم ولی راست میگفتن خیلی زود کذشت و هنوز تموم نشده دلتنگشم
نمیدونم بعد از این چی کار کنم؟!!!
باید احتراممو دست خودم بگیرم و اصلا به کار فکر نکنم اما ادامه تحصیل چی؟! به اونم اگه یه کم ددقیق فکر کنی میفهمی مثل کاره ...مهاجرت؟بد جوری فکرمو مشغول کرده بیشتر دوستام رفتن نمیدونم شاید منم برم شاید نه
هم به فوق فکر میکنم هم به رفتن بالاخره یه جیزی میشه
باید توکل کرد به خدا
فعلا درسم تموم تموم نشده به ما هم پایان نامه دادن پایا نامه و یه سری درسهای به دردنخور با استاددای ترسناک مونده
فعلا خدا حافظ
میتونم بگم سخت گذشت....دانشگاه،درس،کار،تنهایی و و و
اما همه ی اینها اگه خدا بخواد فردا تموم میشه
هه
اصلا طاقت دوریشو ندارم واقعا خیلی سخته تازه خیلی هم تنها نبودم و انقدر ناراحتم
...
دکتر صالحی امشب هم راضی نبود ،البته امشب حق داشت اما بیشتر وقتها اگه خوبم پیش رفته باشم بازم اظهار نا رضایتی میکنه
نارضایتیهاش منو یاد معلم تاریخ کلاس سوم می اندازه از ۱۹.۷۵هم ناراضی بود ...یادش گرامی
نمیدونم اما در پی روش های جدیدم ،جالبه که تا هفته ی دیگه باید کار رو تحویل بدم در صورتی که هنوز هیچ چیز معلوم نیست
البته دکتر موافقت کرد اگر نمیکرد هم باید بود پیش بره حالا که قراره ثابت کنم ثابت میکنم که میشه که میتونم که ....و بگم حرفهاشون چقدر بوی ادعا میده
هیچ چیز مانع من نمیشه
نه نمیشه
.
.
.
زرد و سرخ و ارغوانی رو گوش میکنم تا شاید متوجه پاییز شوم
امروز بعد از ۴ماه دیدار تازه شد ![]()
امروز همه چیز فرق میکرد، خیلی ها نبودند ،بعضیا هم تازه اومده بودند این بار باید به اینها عادت کنم
در خت نارون هم مثل همیشه نبود ...شاید مثل یک بیگانه ...
باز هم بعد از دیدار بارون اومد اون هم بارون پاییزی
شب پیجم رو چک کردم
امشب دور بودن ازش بیشتر از همیشه آزارم میده
یه لحظه همه خاطره هام رو مرور میکنم
.....نه ...هنوز هم دوسش دارم
اون دوست بهترین دوست من بود اصلا همین باعث شد بیشتر با هم آشنا بشیم
ترم های اول بود هنوز به شرایط عادت نکرده بودم اما هر تماسی از طرف اون منو به آینده دلگرم میکرد
انرژیم بیشتر میشد
با این همه فاصله اما...
دلم برای صداش برای یواشکی دیدنش برای امیدهایی که بهم میداد برای سخت گیریهاش و...وبرای خودش یه عالمه تنگه
ایکاش میدونست جاش اینجا هم خالیه ![]()
جدا کردن DNa ار سلولهای خودتان واقعا آسان است .گام نخست پیدا کردن مقداری از سلولهایتان است.
گام۱:یک لیوان آب نمک درست کنید و آن را به مدت ۳۰ثانیه در دهان خود بگردانید این کار موجب رها شدن برخی از سلولهای درون دهان میشود و نیز هزاران باکتری...
گام۲:آب نمک را از دهان خود به درون یک لیوان شیشه ای بریزید .
گام ۳:چند قطره صابون مایع را به آب نمک بیافزایید،به آرامی لیوان را تکان دهید ،آب غشا سلولها را می شکافد....
گام۴:مقداری الکل به آب نمک اضافه کنید...
گام۵:بگذارید محلول برای چند دقیقه بماند اگر مقدار DNa کافی باشد در مدت کوتاهی خواهید دید که یک ماده نخی شکل از لایه آب نمک به لایه الکل میرود
این DNa واقعا مجموعه ای از از صدها هزار سلول دهان شماست .
امیر حسین سام
.
.
.
![]()
در اين گزارش آمده است: غلظت سلولهاي بنيادي در چربي زير شكمي كه از طريق مكش چربي به دست ميآيد، بسيار بيشتر از ساير نقاط بدن است.
اين اولين پژوهشي است كه نشان ميدهد بافتهاي چربي در نقاط مختلف بدن به لحاظ غلظت سلولهاي بنيادي با يكديگر متفاوت هستند.
در اين مطالعات سلولهاي بنيادي بالغ از بافتهاي چربي 23 بيمار زن كه حداقل در چهار نقطه مختلف بدن تحت عمل مكش چربي قرار داشتند جدا شد و به لحاظ تعيين غلظت سلولهاي بنيادي مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.
اين نقاط مختلف شامل زير شكم، بالاي شكم، داخل زانو، داخل ران، پهلو و لگنها هستند.
پژوهشگران متوجه تفاوت فاحشي در غلظت سلولهاي بنيادي در نقاط مختلف بدن شدند.
يك يافته مهم در اين آزمايشات اين بود كه غلظت سلولهاي بنيادي در زير شكم و داخل ران از تمام نقاط ديگر بسيار بيشتر است.
سلولهاي بنيادي سلولهاي تخصصي نيافتهاي هستند كه هنوز براي يك عمل خاص رشد نكردهاند.
آنها در واقع سلولهاي اوليه اي هستند كه توانايي تبديل و تمايز به انواع مختلف سلولهاي انساني را دارند و از آنها ميتوان در توليد سلولها و نهايتا بافتهاي مختلف در بدن انسان استفاده كرد.
به گفته پژوهشگرا،ن منبع اصلي سلولهاي بنيادي، مغز استخوان، بند ناف و جفت است.
سلولهاي بنيادي نه تنها ميتوانند خود را نوسازي كنند بلكه قادر هستند تقسيم شده و سلولهاي ديگري را توليد كنند كه به سلولهاي خاصي تبديل خواهند شد.
طبق آمار انجمن آمريكايي جراحان پلاستيك بيش از 301 هزار عمل مكش چربي تنها در سال 2007 در آمريكا صورت گرفته است.
همچنين گزارشها حاكي است گروهي از دانشمندان نيز براي اولين بار در جهان موفق شدهاند سلولهاي بنيادي جنيني انسان را يك سلول منفرد يا بلاستومر به دست آورند.
خبر اين دستاورد نيز در بيست و چهارمين كنفرانس سالانه انجمن اروپايي توليد مثل انساني و جنين شناسي اعلام شده است.
اين سلولهاي جديد به دست پژوهشگران دانشگاه بروكسل در بلژيك تهيه شدهاند.
هر چند سلولهاي بنيادي از منابع مختلفي ممكن است تهيه شود، اما مزيت اصلي سلولهاي بنيادي بند ناف اين است كه بسيار اوليه بوده و توان تمايز بالايي دارند.