تبليغاتX
DNA
یکشنبه 22 اسفند1389
...
وقتي نميخواي حقايق رو بشنوي يعني کر شدي

وقتي نميخواي وقايع رو ببيني يعني کور شدي

وقتي هم کر شدي هم کور يعني عاشق شدي

و من هم عاشق شدم ...عاشق شدم تا تاوان آن همه سرزنشي که کردم را بدهم.

عاشق شدم ...عشق چيز خوبي نيست بغض دارد آه دارد حسرت دارد انتظار دارد ترس دارد

گاهي اميد هم دارد

باز هم دلتنگم ...قول داده بودم آرام باشم اما باز هم يه مهدي ديگه از راه رسيد

اگر جواب مثبت بدهم ايده آلم نيست اگر بگويم نه دليل محکمه پسند ندارم

از طرفي او را چه کنم؟

لطفن دعايم کنيد...

+ نوشته شده در 14:2 توسط مریم .
چهارشنبه 6 بهمن1389
عاشق شدم
از کلاس با عجله ميام بيرون ...باز هم کارت پخش کنهاي هميشگي جلوي راهمو ميگيرن

خانم؟خانم شما شما خواهر آقاي ع.م هستيد؟؟؟ (شنيدن نام دلم را مينوازد ) اخه خيلي شبيهشي

و من لبخند ميزنم  و تو دلم ميگم خواهرش نيستم عاشقشم دلتنگشم

دلم خيلي تنگه خيلييييييييييييي.

...........................................................................................................................................

من در انتظار تحقق وعده ي خدا هستم .(( همانا بعد از هر سختي آسانيست ))

 

+ نوشته شده در 12:58 توسط مریم .
یکشنبه 3 بهمن1389
امشب حوصله ي دفتر خاطراتمو ندارم

کلمات با من جملات با شما ...

اشک ،مشک،نينوا ،کربلا،ارباب ،ساقي،يل،امير،کاروان،عرب،عجم،پياده،بمب،انفجار،اربعين،زيارت،مزد،نوکر،شرمنده،کريم،رحيم،آقا،مولا،پناه،پناهنده،عشق

علم دار ،نگار،قرارم،دار و ندارم،بنده ،عشق ،فروردين،آرزو،مهر،خواستگار،سوئد،محمد،دخترخاله،غفار،بهمن،ختم،دفاع،بهشتي،دندون،بي وفا،دوست دختر،خيانت،ازدواج،آشتي،ادامه،توکل،نذر،خدا،پدر،مادر،علي،دانيال،نت،کامپيوتر،وبلاگ،فيسبوک،کامنت

و...


اينها کلماتي هستند که ذهنم را مشغول کرده اند

فقط همين نبود...

+ نوشته شده در 22:40 توسط مریم .
چهارشنبه 15 دی1389
چه زيبا خدايي کرد مهربان ترينم

بر خلاف ميل باطني پذيرفتم که بيان

همه چيز رو به او سپردم و براي اولين بار بود که حس ميکردم دستمو گرفته و داره هدايتم ميکنه

چه دلنشين بود بندگي را تجربه کردن

پسر توان سخن گفتن نداشت و همين شد بهترين دليل براي پاسخ منفي

ديگه نگران نيستم

گرچه از محبوبم نيز دور شدم اما خرسندم که مجبور نيستم پذيراي کسي باشم که ذره اي علاقه نيز به او ندارم


دايي عزيز و مهربانم روحت شاد که اينقدر به يادم بودي، بي شک دعاي تو کمکم کرد

جناب سيد محمدي ارجمند سپاس از حضور ، گفته هاي دلنشين و اميد بخشتان عذر مرا پذيرا باشيد موفق به ارسال نظر نميشوم

 

+ نوشته شده در 19:38 توسط مریم .
سه شنبه 14 دی1389
من پا به پای موكب خورشيد
يك روز تا غروب سفر كردم

دنيا چه كوچك است!
وين راه شرق و غرب چه كوتاه!
تنها دو روز راه ميان زمين و ماه .

اما من و تو دور
آنگونه دور دور ، كه اعجاز عشق نيز
ما را به يكدگر نرساند ز هيچ راه
آه ! 
...

+ نوشته شده در 11:12 توسط مریم .
چهارشنبه 8 دی1389
خانم    آ    هم منتظر توست

اسم تو را که بر زبان مي آورند يا بر زبان مي آورم يا ميشنوم از خود بي خود ميشوم

خدا ميداند چه سخت است  منتظر شاهزاده ي رويا هايت باشي و تشويقت کنند براي با ديگري بودن و به ديگري مهر ورزيدن

اصلن من نميخواهم شوهر نميخواهم

شب تا صبح صبح تا شب آمدنت را انتظار ميکشم

اما افسوس که ديگري در راه است

+ نوشته شده در 22:36 توسط مریم .
سه شنبه 7 دی1389
بیست روز قبل از اینکه من برم بیست و سوم فروردین بود و بیست روز قبل از اینکه تو بری  هفتم دی ماهه

هواییم کردی

اینم مثل بقیه ی نا مهربونیهات

دکتر اسدی بهانه نبود اما من پیشنهاد اینکه بهت یاد آوری کنم رو به بهانه ی شنیدن صدات پذیرفتم

دوست داشتم بهت چندتا پیغام بدم

اما ...اما نمیشه

چه خوش بی مهربانی هر دو سر بی که یک سر مهربانی دردسر بی

از همونی که میترسیدی و میترسیدم سرمون اومد

 

+ نوشته شده در 23:48 توسط مریم .
پنجشنبه 18 آذر1389
از دلتنگي و بي قراري و انتظار که بگذريم

اومدم بهت بگم

جون من که يه جورايي جون خودتم هست (آخه همزاديم )

نذار مهرم پذيراي ديگري بشه

بر خلاف ميلم جواب مثبت دادم و همه چيز رو به خدا و اربابمون سپردم

سخن کوتاه ...منتظرم

 

+ نوشته شده در 15:43 توسط مریم .
جمعه 5 آذر1389
مفت ميگويند که دوستت دارم!

اينان مونس همين هواي خوش و طعم غليظ بوسه اند

بعد هم از پي آوازي غريب

رو به هوايي ديگر ميروند!

حالا هي نپرس:

تکليف آن همه گريه که به دست دريا داده اي چه ميشود

هي مفرد شوريده حال

اصلن بگذار يک چيزي بگويمت:

او که بي عشق مي آيد

هرگز نخواهد ماند


ولي  من با عشق آمدم

شايد تو هم نوشته هايم را ميخواني ....   شايد هم بعدن بخواني ....شايد هم هرگز نخواني و نداني که بي تو برايم سخت ميگذرد

حالا ديگر همه ميدانند تکرار نامت را نيز دوست دارم

بهار دلکش را ميشنوم ....

هميشه چشم به راهت خواهم ماند

+ نوشته شده در 19:1 توسط مریم .
شنبه 29 آبان1389
تحمل فاصله به خدا مشکل است

تک تک سلولهايم دلتنگت هستند

اما افسوس که بايد سکوت کنم سکوت سکوت سکوت سکوت سکوت

دروغه که ميگن دل به دل راه داره

خسته شدم از تحمل اين همه فاصله

خسته شدم از اين همه دلتننگي، بيقراري 

آهنگ گلنار رو هزار بار گوش ميدم

همزاد جون دلم برات خيلي تنگ شده

آها... از تفال هم خسته شدم

 

 

 

+ نوشته شده در 19:57 توسط مریم .
http://clon.8m.net/clon02.swf